Saturday, January 04, 2003

حدس ميزنيد اين عکس مال کدوم کشور باشه!؟ بيخيال حدس. اين مال خارجه ، شهر ادمونتون (Edmonton). جزو عکسهاي برگزيده هفته گذشته سايت MSNBC بوده. آخه من قبلا فکر ميکردم که فقط تو ايران از اين کارها ميکنن ولي مثل اينکه جاهاي ديگه هم هست. من خودم زياد اهل اسکي ، ورزش گروني که به ورزش با کلاس هم تبديل شده نيستم. چند سال پيش افتادم تو خط اسکي و چند باري رفتم ولي ديدم پولي رو که توي اين ورزش (!!) خرج ميکنم ، ميتونم جاهاي ديگه بيشتر و بهتر باهاش حال کنم. گور باباي کلاسي هم که داره. خلاصه اينکه همون موقع چوب اسکيها رو بوسيدم و از پيست اومدم بيرون. پارسال زمستون با بچه ها رفتيم آبعلي. پيست آبعلي رو اگه ديده باشين ميبينين که به بزرگي شمشک و ديزين نيست و تقريبا آموزشي به حساب مياد. ولي اين بار ما رفتيم تيوپ سواري... اگه بدونين چه حالي داد. تاحالا اينقدر با برف حال نکرده بودم. البته ناگفته نماند که يه هفته تمام بدنم کبود بود و درد ميکرد. اما خيلي خوش گذشت. اگه به کلاستون خدشه اي وارد نميکنه حتما يه بار امتحان کنيد. توي عرف جوونا اين ورزش مفرح ولي خيلي خطرناک ، يه جورايي جواد بازيه... ميگن مال گدا گودوله هاست و از اين حرفها... اما به نظر شما (کاري به خطرش ندارم به خدا اسکي هم خيلي خطرناکه) چي از اين بهتر که آدم از يه کاري اينقدر لذت ببره!؟ حالا نميدونم چرا بهش ميگن جواد بازي! تازه با توجه به عکس بالا اگه جواد بازيه که ما جواد خارجي هستيم! راستي اينم متن زير عکس بود:

Tube teams
Visitors to Gallagher Park in Edmonton, Alberta, go flying on Dec. 30 as they hit a bump while taking a tube ride in the snow. From left are Devyn Gillespie from Mesa, Ariz.; Jason Brower from Ajax, Minn.; Jed Weidman from Las Vegas; Mark Brandon from Atlanta; Aaron Young from San Diego; and Daniel Witbeck from Tombstone, Ariz.

يه چيزي بين خودمون باشه ، من شرط ميبندم که خيلي ها ترجيح ميدن وقتي که ميرن اسکي ، بيشتر صورتشون بسوزه تا اينکه ورزش کنن. چون با اين صورت سوخته است که همه ميفهمن طرف آدم باکلاس و مايه داريه و اسکي بوده... واسه همينه که توي فصل زمستون اين کِرمهاي برنزه (Cream) اينقدر خوب فروش ميکنه!

دو روزه به شدت مريض شدم و افتادم خونه. بلا نسبت همتون از تمام سوراخهاي بدنم آب مياد!! گلوم هم به شدت درد ميکنه. پاي کتاب و درس که ميشينم از بي حوصلگي و سردرد سريع بلند ميشم. پاي کامپيوتر هم از شدت سوزش چشم بيشتر از نيم ساعت دوام نميارم. بيرون هم که نميشه رفت. خلاصه وضعيت خوبي نيست. خيلي جالبه من سالي يه بار مريض ميشم ولي همون يه بار به اندازه تمام سال بلا سرم مياد. باور کنيد دو تا دفترچه بيمه من (پارسال و پيرارسال) بدون حتي يه برگ نسخه ، سفيدِ سفيد باطل شد رفت. البته از دکتر هم خيلي بدم مياد. شايد دليلش اين باشه. يادتونه نوشتم رفتم دندون پزشکي... دکتر گفت بايد عصب کشي بشه و يه پانسمان موقت کرد. بين خودمون باشه ولي طفلي دندونه هنوز پانسمانه!! آخه ديدم ديگه درد نگرفت منم فرض کردم که پر شده ديگه...!!!

بدون معطلي برين اينجا رو ببينين که من کلي کف کردم. يه ايراني تو کانادا که BodyArt ميکشه. توي سايت شخصيش هم کارهاشو ميشه ديد. دمش گرم بابا. اينو تو وبلاگ روي جاده نمناک ديدم.
اين بابا هم که ديگه آخر گل مرامه! هر روز از خودش يه عکس ميگيره تا اينکه ببينه در طول زمان چه تغييراتي کرده. کار باحاليه ها! اينم تو سکتور صفر ديدم.
مردم ونيز و مردم رم رو ببينيد که چه راحت دارن وسط خيابون حال ميکنن! يعني اينا نگران اين نيستن که هر لحظه ممکنه يه مرسدس سفيد با نوار سبز يا يه لندکروز مشکي سر برسه!؟ شايد هم يه پيکان قراضه با ترکيب سبز کمرنگ و پررنگ! نگران موتوريهاشون نباشين. اونا فقط پول ميخوان...
پرستو يه سوال باحال تو وبلاگش پرسيده... جوابهاي که ملت دادن باحالتره... " اگه فقط 10 دقيقه از اکانت اينترنتتون باقي مونده باشه چي کار مي کنين؟ " يه سر بزنيد و جواب بدين!





Friday, January 03, 2003

خب ظاهرا اين مافياي ما لو رفته و ديگه الان همه فهميدن که چه هزاردستان پيچيده اي پشت اين وبلاگها نهفته است. از اونجايي که موضوع هم تاکتيک داشت هم استراتژيک! سران مافيا ديشب تشکيل جلسه فوري دادن و يه جاسوس از اين جلسه ، عکس گرفته ، از اونجايي که مافياييها آدمهاي خيلي خفني هستن و خلاصه همشون خلافکار هستن و معمولا سيگاري ، ديگه اگه عرق خور نباشن ، افت داره! همه اين موارد توي عکش مشهوده... البته در مورد عکاس هم بگم که سرنوشت نامعلومي داره و کسي از زنده بودنش خبري درستي نداره... تشکيلات مافيايي معمولا پيچيده و تودرتو است و خلاصه زياد موقعيت و رتبه افراد معلوم نيست. اما اينجور که شايع کردم من به عنوان پدرخوانده اين تشکيلات معروف شدم. خلاصه اينجورياست. راستي اين عکس واقعيه و با فوتوشاپ و اين چيزا دستکاري نشده و در تاريخ چهارشنبه ساعت حدود 12 نيمه شب گرفته شده. يه عکس يادگاري مسنجري-مافيايي! سوژه عکس هم تقصير امير شد که اين ايده سيگار و قهوه پاي کامپيوتر تا صبح رو انداخت تو دهن ما!
(الان ميگن تو که تا ديروز ميگفتي مافيايي نيستي ولي چي شد يه اينهمه داغش کردي!؟ خب اينم يه مدلشه ديگه...)

چهارشنبه عصري ، ايسنا ، خبرگزاري دانشجويان ، از سه تا وبلاگ انتخاب شده در مسابقه وبلاگها در رشته هاي قالب و کامپيوتر دعوت کرده بود که يه مصاحبه اي (!) با اونا در مورد موضوعات مختلف داشته باشه. البته من آخرش نفهميدم که ما قرار بود با اونا مصاحبه کنيم يا اونا با ما! آخه نصفش ما در مورد ايسنا سوال مي پرسيدم و نصف ديگه اونا در مورد وبلاگ سوال نمي پرسيدن!! ميگفتن که طي بررسيهاي که انجام دادن ، طرفداران بخش تکنولوژي ، فن آوري و IT در سايت اينترنتي اونا به نسبت خيلي زياده و تصميم گرفتن روي اين بخش بيشتر سرمايه گذاري کنن. الان هم سراغ موضوع وبلاگ نويسي اومدن.

يکي از بهترين جوايز اين مسابقه وبلاگها (اين دومي است) بالاخره به دست ما رسيد. يک ماه اينترنت رايگان از طرف شرکت آسيا. از مسوولين اين شرکت خيلي ممنونم و خدا عمرشون بده که اين يه مورد خيلي به درد ما معتادين ميخوره. البته بين خودمون بمونه که من هنوز شبها خواب ماکسيما مي بينم و نميدونم چرا هنوز اميدوارم که بالاخره يه دونه از اين نيسان ها به ما خواهند داد! آخه ميگن آرزو بر جوانان عيب نيست.

راستي حتما مطلب هکر جواد (کلاه بنفش) ستون طنز کاپوچينو رو بخونيد که عاليه. يادداشت محمدرضا در ستون اينترنت ، در مورد هک شدن سايتها رو هم بخونيد. خودم چند وقت پيش در اين مورد گفتم. سايت غير قابل هک وجود نداره و هک شدن يه سايت اول از همه تقصير وب مستر سايت است که در انتخاب يه سرويس دهنده معتبر و Secure دقت کافي رو نکرده. بگذريم...

لات بازي پشت کامپيوتر!!!
دنياي مجازي اينترنت ، با دنياي واقعي يه فرق خيلي بزرگ داره اونم اينکه دو نفر ممکنه هيچوقت همديگه رو از نزديک نبينن و کارشون به هم گير نکنه! ضرب المثل معروف کوه به کوه نميرسه ولي آدم به آدم ميرسه در اين دنيا بي معني است. بر مبناي مطالعات محققان و دست اندرکاران صنعت IT لات بازي پشت کامپيوتر بر چند دسته است:
لات بازي در چت: (لاتِ تازه کار!)
وضعيت ظاهري: شخص لات به کسي گفته ميشود که با ساختن يک ID يا يک Profile با اسمهاي ساختگي ، خفن يا گول زننده به لات بازي مي پردازد.
فعاليتها:
1. در Chat Room ها با فونت شماره 32 اقدام به لات بازي مي کند.
2. با استفاده از زنجير و چاقو (در اينجا منظور انواع Booter ها ميباشد) اقدام به لات بازي ميکند.
راه حل: استفاده از قابليت Ignore يا Block در Messenger ها.

لات بازي در وبلاگ:
الف: ساخت وبلاگ: (لاتِ بيکار!) وبلاگي که معمولا با اسامي مستعار ولي پر از مصداق ساخته شده و اقدام به نوشتن مطالب براي کوبيدن شخص خاصي ميکند.
فعاليتها: نوشتن در وبلاگ
ب: لات بازي در سيستم نظرخواهي: (لاتِ بزدل!)
وضعيت ظاهري: دو حالت دارد. يا بدون اسم و مشخصات مي باشد يا اينکه با اسامي افراد ديگر اقدام به نوشتن نظرات ميکند.
راه حل: ندارد!

لات بازي در وب سايت:
الف: ساختن وب سايت: (لاتِ بيکار ولي اينکاره!) با ساختن يک سايت با موضوع و هدفي خاص اقدام به لات بازي ميکند.
ب: هکر (لاتِ خيلي اينکاره!): اين پيشرفته ترين لات بازي در نوع اينترنتي مي باشد که شخص لات با تکيه بر علم و استعداد خود اقدام به لات بازي کرده و بعضي موارد قدرت اين لاتهاي خيلي زياد است و از آنها به " گنده لات " نام برده ميشود!

نتيجه گيري اخلاقي: بعضي وقتها لات بازي لازمه.
نتيجه گيري تاريخي: لات هم لاتهاي قديم.
نتيجه گيري اجتماعي: لات بازي کار هر کسي نيست.
نتيجه گيري اقتصادي: لات بازي پشت کامپيوتر خرج داره (اکانت اينترنت ميخواد!)





Tuesday, December 31, 2002

ممنون از همه به خاطر حرفهاتون توي نظرخواهي... والا من اين موضوع رو اونقدرا که شما فکر ميکنيد جدي نگرفته بودم ولي دلم ميخواست يه بار در موردش بنويسم. در ضمن من خودم عاشق فيلمهاي مافيايي هستم و تازه چي از اين بهتر که بهت نسبت مافيا و مافيايي بدن!
اين عکس هم به چند دليل گذاشتم... اول اينکه باحال بود. دوم اينکه اخبار گفت فردا قراره برف بياد (حتما نمياد!) ديگه اينکه يه زماني بدجوري عشق دوچرخه و دوچرخه سواري داشتم و بدترين تصادف عمرم رو با يه دوچرخه خيلي گرون پژو (مدل کوهستان) انجام دادم که هم دوچرخه داغون شد ، هم ماشيني که بهش زدم آينه راننده خورد شد ، در جلو و عقبش کاملا قر شد ، 300 تومان هم خسارت گرفت ، خودم هم دستم شکست و کلي زخمي شدم. چون وسط جاده بود افسر هم نيومد و سه تا راننده پايه يک کروکي کشيدن که حکم افسر رو داره (چه قانون باحاليه!) البته قضيه مال 6 سال پيش ، توي جاده لشکرک نرسيده به فشم است! يادش به خير... اون شب تا صبح خوابم نبرد! شايد يه روز در موردش نوشتم.

بعد از اون همايش وبلاگهاي فارسي که روز جمعه برگزار شد ، مصاحبه اي از طرف ايسنا با من کردن. 3 ساعت مراسم معلوم نبود کجا بودن که دقيقا همون لحظه آخر که ما داشتيم ميرفتيم و دوستام بيرون منتظر بودن اينا ياد مصاحبه افتاده بودن. اما به هر حال با اينکه کلي با عجله صحبت کردم ولي از نظر خودم خوب شده و اون حرفهايي رو که ميخواستم زدم. البته يه کم سانسور شده و يه مقدار بهتر از اين ميشد اديت بشه... بگذريم. حالا لطفا برين بخونين و نظراتتون رو در مورد حرفهايي که زدم بنويسين. من يادم نمياد اون لحظه اين همه لفظ قلم صحبت کرده باشم!! راستي دلم ميخواست اين حرفها رو بالاي صحنه که رفتم بگم ولي ديدم زياد ملت حال و حوصله صحبت گوش دادن ندارن. راستي اين تيتر رو هم خودشون انتخاب کردن:
وبلاگ، تريبوني آزاد براي ارائه نظرات شخصي است

حسين درخشان داره سيستم وبلاگش رو عوض ميکنه و ميره سراغ سيستم قدرتمند MovableType که يه نمونه ديگه از سيستمهاي Content Management و به صورت OpenSource است و روي سرورتون نصب ميکنيد و بعد از تنظيمات و تغييرات دلخواه (به قول خودشون Personalize کردن) ميشه به آسوني و با قدرت و امکانات خيلي زيادي وبلاگ رو مديريت کرد. من اين سيستم MovableType رو روي کامپيوتر خودم به صورت LocalHost امتحان کردم و تمام سوراخ سنبه هاشو گشتم و خيلي ازش خوشم اومد و تقريبا همه چي داره. فقط يه مشکل کوچيک داره و اونم اينکه موتور توليد محتوا و صفحات اون CGI Based است. يعني اينکه Host شما بايد اين امکان رو داشته باشه. Host هم که من دارم PHP داره و سرويس CGI نداره و خلاصه از خير اين يکي گذشتم. البته فکر کنم بشه موتورش رو php هم کرد ولي من زياد وقت و حوصله اش رو ندارم. اما هنوز هم ميگم که قدرتمندترين سيستم در نوع خودش هست و کار با اون خيلي آسونه. اگه به بلاگر وارد هستين ، مطمئن باشين کار با اين يکي هم خيلي آسونه... فقط توصيه ميکنم که يه بار اينو LocalHost کار و تست کنين و به قول معروف آب بندي که شد بندازين رو آنتن.
يکي از اهداف بلندمدت من از اين سايت PersianTools راهنمايي و آموزش کار با اين سيستمها و کشوندن ملت به سمت اين سيستمهاي عالي و قدرتمند است. البته براي کساني که علاقه داشته باشن.
راستي اينم بگم که اين مدت من حدود 20 تا از اين سيستمهاي مديريت سايت و وبلاگ رو به طور کامل نصب و تست کردم (البته روي کامپيوتر خودم! چون وضع اينترنتم زياد خوب نيست) خلاصه تقريبا به خوبيها و بديهاي اونا آشنا شدم و همين روزها خودم ميرم سراغ يکي از همينها واسه وبلاگ اين دات کام خودم! (بابا دات کام!) انتخابي هم که براي خودم انجام دادم سيستم b2 که يکي از بهترينها و به صورت php است. (عکس بالاي سايتش خيلي تووووپه!) من زياد دور و بر ASP نمي چرخم ولي حتما سيستمهاي خوبي بايد براش نوشته باشن. مجموعه کامل و متنوعي از اين سيستمها و ابزار کمکي رو ميتونين توي سايت HotScripts.com پيدا کنيد. خسرو نقيبي که در سالگرد وبلاگش يکي از اين سيستمهاي ASP رو بسيار خوب و عالي استفاده کرد. يه نگاهي بندازيد و چرخي توش بزنيد و از مزاياي اين سيستمها بهره بگيريد. طراحی وبلاگش هم حرف نداره. خسرو جان مبارکه. هم دات کام هم سيستم جديد!

انصافا سنگدل تر از اين نويد تاحالا ديدين؟ وبلاگ هر دختري رو که ميبيني ، حتما يه بار نوشته که رفته وبلاگ نويد و يه دل سير با آهنگش گريه کرده! آخه نويد جان مگه آزار داري بابايي؟! حيف اين ماه پريان نيست که اشکشون رو در مياري؟ اين بار هم يه آهنگ نوستالژيک به شدت خسته روي وبلاگش گذاشته که حتما خانومهاي محترم قبل از رفتن به وبلاگ ، يه جعبه دستمال کاغذي به همراه داشته باشين. (براي پاک کردن اشکها و نه کار ديگه اي ها!)

آهو ، با اون همه ظرافت ، تازه 3 تا گوش هم داشته باشه ، تازه کامپيوتري هم باشه ! از همه جالتر اينکه وبلاگ هم باشه. به نظر من آهوي کامپيوتري ، بهترين وبلاگ فني کامپيوتري در کل وبلاگستان است. چون يه جورايي گزيده اي از تمام وبلاگهاي کامپيوتري و اخبار مرتبط با کامپيوتر است که همه اينها مديون پژمان عزيز است. اخيرا نويد (وبلاگ خيلي خوب نويد - مژده - رو از دست ندين که حرف نداره) هم با اين وبلاگ همکاري ميکنه و مطالب خوبي رو گرداوري ميکنن. اگه کسي ميخواد با اين وبلاگ همکاري کنه يه ندا بده.

ياشا يه اصطلاح خيلي جالبي به اسم لات بازي پشت کامپيوتر و به اصطلاح لات بازي کامپيوتري نوشت که خيلي باهاش حال کردم. فردا مفصل در اين مورد مينويسم. تا فردا هرچي دلتون ميخواد پشت کامپيوترتون لات بازي کنيد.





Sunday, December 29, 2002

"... نمي دونم چرا مي گن مافيا؛ مي گن گنگ؛ مي گن گروه از ما بهترون. اين خيلي طبيعيه که آدم تو زندگيش فقط با معدودي صميمي باشه. اينجا، وبلاگشهر، مگه کجاست؟ ساکنانش کيا هستن؟ چقدر با دنياي واقعي فاصله داره؟ مگه نه اينه که ما آدما همون آدماي بيرون از اينترنتيم؟ چرا از شاد بودن يه جمع جوون خوشحال نمي شيم؟ اگه خودمون نتونستيم يا پيش نيومده عضو جمعي باشيم که رابطه ها بر اساس دوستي است، چرا رو همچين جمع هايي اسم مافيا مي ذاريم؟ ... " (زن نوشت + )

" ... راستي اون خانومه که تو چلچراغ در مورد وبلاگ شهر مي نويسه رو هم ديدم! يه ذوقي مي کرد با نوشته هاش! هي بهش مي گفتم بابا جون يه خورده کمتر الکي چيز ميز بنويس! مي گفت نمي دوني چقدر سر اين تيتر هايي که انتخاب کردم ( تيتر در وبلاگ شهر هم مافيا وجود داره! )از آدم گنده ها کرديت گرفتم!!! جون آبجي اين نونا مشکل داره ها!!! ... " (خرمگس + )

" ... معني اين جنگ زباني اي را که بين روزنامه نگاران و وبلاگرها پيش آمده نمي فهمم، هيچ جاي دنيا جز ايران با يک رسانهء جديد اينطور برخورد نمي کنند که در ايران؛ يکي ديگري را متهم به نداشتن تريبون مي کند و آن يکي ديگري را به بي سوادي و بيگانه بودن با تکنولوژي متهم مي کند ... " (ايستادن در برابر باد + )

" ... من سر مراسم وبلاگرها با خبرنگار چلچراغ درباره اين موضوع خيلي شديد حرف زدم. به نظرم اين برداشتشون نشون مي‌ده که هم از ماجراي اينترنت و روابط دنياي مجازي بي‌خبرند و هم به اخلاق خبرنگاري توجه ندارن... " (وبگرد  + )

" ... بعضيا عشق جناح بندي و اينجور چيزا دارن! شايدم تحمل اينو ندارند که ببينند چند نفر با هم دوستند! بسه بابا اين بچه بازيا! همه جارو دسته بندي کردند، تروخدا ديگه اين وبلاگشهر رو ول کنين! بذارين قشنگيش باقي بمونه! ... " (عموگارفيلد + )

" ...  يکي از شرکت کننده ها به من مي گفت، اگر با وبلاگ نويسهاي معروف قراري داشتيد به ما هم خبر دهيد!!.. نمي دانست که اين جماعت مافيايي، ما را در درون خودشان راه نمي دهند! ... " (رنگين کمان  + )

هدفم از اين نقل قولها صحبت در مورد دو موضوع بود. يکي رابطه وبلاگ و مطبوعات که به نظر من هيچ ارتباطي نداره و قبول کنيد که مطبوعات از وبلاگ تا به حال کلي سود برده که ضرر نکرده. ديگه هم اين مافيايي که تصور شايد خيلي ها باشه... صحبتهاي منو بخونين. هرگونه انتقاد و پيشنهاد و نظر و مطلبي داشتين حتما در قسمت نظرخواهي بنويسيد.
شکر خدا وبلاگرها سر اين موضوع که جريان و پديده وبلاگ مديون هيچ عنصر مطبوعاتي نيست ، اتفاق نظر دارن. (اگه غير از اينه بگين) حالا اينکه مطبوعاتي ها دارن تلاش ميکنن از اين جريان عقب نيوفتن يا اينکه ميخوان واسه ما هم مثل جامعه به جرات ميتونم بگم آلوده خودشون گروه و عنوان و مافيا و از اين چيزا درست کنن. بايد بگم خيلي متاسفم...
توي جامعه وبلاگي ، صداقت معني و کاربرد بيشتري داره... چون سود مالي پشت يه مطلب يا وبلاگ نيست. ولي توي جامعه مطبوعات به نظر من سود مالي يه خبر از صحت و سقم اون خيلي ارجح تره.
نشريه چلچراغ خير سر عمه اش با وبلاگرها (از جمله خود من) مصاحبه مستقيم کرد. (يعني اينکه مطلبي رو از وبلاگي نقل نکرد و اونا رو مستقيما طرف صحبت قرار داد) ولي به جاي بيان اصل مصاحبه استنباطها و برداشتهاي شخصي خودشون رو از صحبتهاي وبلاگرها نوشتن.
من يا هرکس ديگه ، از همون روز اول معروف نبوديم و جزو گروه گنگ و اين چرت و پرتها که شما ميگين نبوديم. لابد يه سري مشترکات پيدا کرديم که تونستيم با هم به توافق برسيم.
اگه کسي فکر ميکنه من يا دوستانم يا هر گروه وبلاگي يا اينترنتي ديگه تشکيل مافيا و گنگ و باند و اين چيزا ميديم و کسي رو از خارج وارد نميکنيم ، اول جواب خوب و کامل پرستو رو که در اول مطلبم نوشتم بخونه اگه نپذيرفت ، براش متاسفم و بايد بگم توي همين خماري بمون!
يه کم دست از اين اخلاق و ادا و اصولهاي مسخره و عقده اي دست بردارين. در عوض به همديگه در هرچه بهتر شدن محيط اينترنت کمک کنيد. جاي اين کارها چهارکلمه به هم چيز جديد ياد بدين به خدا نتيجه اش به نفع همه خواهد بود. اگه کسي هم عقده معروف شدن داره بهترين راه حلش همينه...






 من کيم؟

نام: احسان
تاريخ تولد: 23 شهريور 1359
تحصيلات: دانشجو


 تبليغات:

Me, Myself & Ehsan
88 x 31


 ارتباط:

متاسفانه تا اواسط اسفند ، برقراري ارتباط با مشترک مورد نظر مقدور نمي باشد!!
تا اون تاريخ فرصت جواب دادن به سوالات فني و وبلاگي را ندارم. لطفا بعد از شنيدن صداي بوق ، نظرات ، نکات و مطالب خودتون رو در قسمت نظرخواهي (Comments) بنويسيد.
متشکرم.


 دوستان:

آشنايي من با اين دوستان قبل از ورود به دنياي کامپيوتر و اينترنت صورت گرفته است.


خرمگس
قلوه سنگ
عمو گارفيلد
محمد رضا
پوست انداختن
آدم نصفه نيمه
دلتنگيهاي نقاش خيابان چهل و هشتم


 مورد علاقه:

به زبان اجنبي:

{ /var/log/blog }
TorontoReport
Editor: Myself
GOOSSUN
 

به زبان فارسي:

خورشيد خانوم
پنجره پشتي
دلتنگستان
من و ماني
زن نوشت
راز ما
وبگرد
نازبانو
دنتيست
جاوا: ...!
آبي باران
دريا و کوه
من و مون
پينکفلويديش
احسان کيانفر
افکار خصوصي
روزهاي نوجوان
خاطرات مشبک
روي جاده نمناک
ارزيابي شتابزده
ايستادن در مقابل باد
سينما ... و چند چيز ديگر
افکار پراکنده يک زن منسجم
روزگاري که سپري ميشود
يادداشتهاي سي نمايي
يه وجب خاک اينترنت
آشنا چهره غريب
ما مهره نيستيم
سهراب منش
روزنگار تورنتو
صد ملک دل
احسان پريم
سکتور صفر
حامد بنايي
مريم گلي
دستخط
عصيان
ژيوار
زهرا
آيدا
-/+
شبح
سايه
ويشکا
سلمان
چرنديات
هميشک
عمو حميد
دو کله پوک
دختر ايراني
روزنگار بهنام
سردبير: خودم
Carlos's Dreams
کاپيتان هادوک و هيچي
سردبير: عمه ام!
راپورتهاي يوميه
شوشو جون
گيله مرد
رنگارنگ
خاطرات
تنهايي
ما دوتا


 عکس روز:

برداشت ، تعبير ، تفسير ، نظر ، خاطره ، جمله پر معنا و يا هر مطلب جالب ديگر خود را در مورد عکس هر روز ، در چند کلمه ، زير مطلب همان روز بنويسيد.


 قالبهای فارسي:


... و در آخر:

با تشکر از عوامل مختلف اين برنامه:



[Powered by Blogger]

[ بالای صفحه ]